دکتر سید حسن علم الهدایی رئیس پارک علم و فناوری خراسان رضوی چه تحریم باشد و چه نباشد، اقتصاد ایران از فقدان پشتوانه مدیریت علمی و برنامه ای رنج می برد. اقتصاد رانتی و مبتنی بر فرصت طلبی ها و انحصار، طبعا خروجی هایی ضد توسعه ای را در پی خواهد داشت. ما نیازمند بازتعریف مفهوم توسعه و پیشرفت از منظرهای گوناگون هستیم که البته با ارائه مدلی متفاوت، علمی و واقع بینانه می توانیم آن را محقق سازیم؛ مدلی که بر مبنای پارامترهای علمی و کاربردی بومی شده بنا شود تا بتواند در یک ساختار نظام یافته حرکت پر شتابی را تضمین نماید. این سخن با بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در تاریخ (25/2/86)، بهتر تبیین می شود: «بحثی که برای الگوی پیشرفت میکنیم، برای این نیست که می خواهیم پیشرفت را شروع کنیم. پیشرفت از انقلاب شروع شده، بلکه با بحث نظری و تعریف شفاف و ضابطه مند از پیشرفت قصد داریم یک باور همگانی در درجه اول در بین نخبگان، بعد در همه مردم به وجود بیاید که بدانند دنبال چه هستیم و به کجا می خواهیم برسیم و بخش های گوناگون نظام بدانند چه کار باید بکنند. این را باید پیدا کنیم». واقعیت این است که در طرح خطوط کلی اندیشه امام و رهبری در طول سالیان پس از انقلاب همواره توسعه همه جانبه، جهتگیری اصلی بوده است اما در این مسیر فراز و نشیبها، کم و کاستیها و ضعف و قوتهایمان کم نبوده است! بنا بر تجربه تاریخی یکصد سال اخیر، بهویژه پس از انقلاب اسلامی پیشرفت های زیادی را تجربه کردهایم، ولی یک مدل و الگوی فراگیر پیشرفت نداشتهایم. بنابراین طرح الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت مبتنی بر دانش، ظرفیتها و قابلیتهای بومی به مثابه نقشهراه و حرکت کشور، قابل فهم است.توسعه، یک فرایند پیچیده و در عینحال رشدیابنده و تکاملی است. صاحب نظران توسعه را به دو دسته توسعه برون زا و توسعه درون زا تقسیم می کنند. توسعه برونزا الگویی تقلیدی، تحمیلی و دارای سوگیری خارجی است. طبعا مدل اقتصادی و پیشرفت چنین توسعهای عمدتا منطبق بر الگوهای نظام سرمایهداری و فرهنگ غربی است. تحمیل برنامهها، از بالا به پایین و بدون توجه به هویت فرهنگی، ملی و بومی یک ملت انجام میگیرد و در نهایت به رشد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نامتوازن، ناهمگون و ناپایدار منجر میشود. اما الگوی توسعه درونزا بر خلاف توسعه برونزا، منشاء و جهتگیری داخلی دارد، صنایع و ظرفیتهای داخلی، متخصصان و منابع انسانی داخلی و شرایط بومی در این مدل مورد توجه جدی هستند و عملا این توسعه به دنبال تقلید و الگو برداری محض و وابستگی به خارج نیست.الگوی اسلامی– ایرانی پیشرفت با تفاوتهایی، یک الگوی درونزاست که برای رشد یافتگی انسان و جامعه در همه ابعاد و همچنین سبک زندگی فردی و اجتماعی او تلاش علمی، سامان یافته و نوآورانه دارد و بر عنصر هویت فرهنگی و ملی ما تکیه دارد.به این الگو نیاز داریم چرا که، نیازمند تغییرات پُرشتاب نوآورانه علمی در همه عرصههای توسعهای کشور هستیم و این مهم ساز وکار بینشی، مدیریتی و برنامهای خود را میطلبد. توسعه مطلوب پارکهای علم و فناوری و طبعا دانشبنیان و فناور و تحقق مناطق ویژه علم و فناوری به مثابه یک اکوسیستم دانشبنیان در فضا و شرایط پسا تحریم، یک ضرورت جدی برای بقا و کارکرد سازنده آنهاست.بدون گسترش کمی و کیفی و شبکهای موسسات دانشبنیان در همه عرصهها رقابت در حوزههای ملی و بینالمللی و شکلگیری و پویایی اقتصاد مقاومتی مبتنی بر دانش، ممکن نمی شود. تشکیل مراکز مبادلات فناوری دانش بنیان با سایر کشورها و گنجاندن آنها در سندهای مشترک دو کشور – مانند تجربه پارک علم و فناوری خراسان با کشور قزاقستان- و فعالیتهای مشترک در این حوزه میتواند به نتایج مطلوبی برای طرفین منجر شود.البته صادرات محصولات دانشبنیان و جایگاه فعلی ما خود حدیث مفصلی است که در این مجال نمیگنجد. کوتاه سخن اینکه ما با ظرفیت و منابع بسیار خوب انسانی و غیرانسانی در اختیار و مدیریت برنامهای و دانشی میتوانیم امیدوارانه سهم بزرگی در توسعه کشور و شکلدهی الگوی اسلامی-ایران پیشرفت نیز داشته باشیم.